پژواك
و انسان چيست؟ اين پژواك سرگردان تنهايي
سرآسيمه به دورخويشتن حيران تنهايي
چگونه مي توان افتادن يك سيب را فهميد :
هبوط ناگهان آدم اين مهمان تنهايي
نهاد آتشين دارد نگاه خسته ات حوّا !
بريز آرام اقيانوس در فنجان تنهايي
خيابان تماشا درهجوم چشم هاي شهر
فرو پيچيده بر خود جامه ي ايمان تنهايي
و انسان كيست؟ اين تنهاي آن سوي مدرنيته
فرو برده است سر در برف يك پايان تنهايي
***
چرا غمگيني اي شاعر! بنوش ازجام مولانا
فرا تر از بد و از نيك اين دوران تنهايي
براي ديگران بنويس فردا رنگ فيروزه است
گواراي خودت گيلاس غم با نان تنهايي
۱۱/۳/۱۳۹۱
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۱ساعت 7:26  توسط آصف جوادی
|