نمک

همه جا خانه ...

همه کس طالب یارند، چه هوشیار و چه مست
همه جا خانه عشق است، چه مسجد چه کنیشت
شب جمعه ای که گذشت برخی از دانشجویان سمسترهفتم رشته علوم سیاسی دانشگاه خواجه عبدالله انصاری، به مناسبت بعثت پبامبر گرامی اسلام و سالروزتولد یکی از دانشجویان همین سمستر، یک محفل فرهنگی- ادبی خودمانی در کنیسه ملا آشور یهودیان پیشین هرات برگزار کرده بودند. از استادان دانشگاه خواجه عبدالله انصاری نیز دعوت کرده بودند. 
پس از نمازشام به سوی شهر کهنه هرات – جایی که کنیسه درآن جا واقع شده است- با ماشین دانشگاه راه افتادیم. راه چندان دور نبود اما بافت قدیمی شهر و کوچه های تنگ و پر پیچ و خم، رفت و آمد عابران پیاده و سواره ، پیشروی ماشین را کمی کُند کرده بود. سرانجام از کوچه و زیرگذرهای تنگ گذشتیم و به کنیسه رسیدیم. این کنیسه به دلیل مهاجرت یهودیان هرات به اسراییل در دهه های پسین و درگذشت آخرین بازمانده یهودیان هرات ( اسحاق لی وی) اکنون تغییر کاربری داده است و به عنوان یک مجتمع فرهنگی از سوی ریاست فرهنگ و اطلاعات هرات ثبت وضبط شده است. از در ورودی کنیسه که وارد می شویم چند تا راه پله ما را به حیاط می¬رساند که از کوچه پایین تر است. در حیاط یک چاه آب وجود دارد که هنوز با همان طناب و دلو قدیمی مرا به یاد خانه های روستایی چند دهه پیش می اندازد.
از سوی میزبانان به طبقه دوم راهنمایی می شویم. راه پله های گِلی، قفسه های گِلی برای گذاشتن کفش، توجهم را بیشتر جلب می کند. فرش این کنیسه موکت کهنه، رنگ و رو رفته و فروتنی است که شاید روزی بر پای عابدان و مومنان بوسه می زده است. معماری کنیسه، معماری اسلامی است مانند مساجد مسلمانان، اما در وسط این کنیسه صفه ای است که یهودیان به آن تخت توبه می گفته اند. تخت توبه جایی است که به باور یهودیان مؤمن، معامله و داد وستد با مسلمانان از دیدگاه آنان گناه پنداشته می شده است و در پایان هفته در این کنیسه می¬آمدند و براین تخت توبه از گناهان خود توبه می کرده اند. 
در کف کنیسه می گویند صفه و سکوی دیگری نیز بوده است که یهودیان مردگان خود را پس از فوت یک شب بر روی آن می گذاشته اند و در پیرامونش دعا و نیایش می کرده اند اما امروز ازاین صفه اثری باقی نمانده است. این کنیسه زیر زمینی هم دارد که بنابر شریعت دین یهود، زنان در دوره عادت ماهانه (پریود) نجس و با شوهران خود نامحرم می شده اند، در این مدت در زیر زمین کنیسه به سر می برده اند و پس از پاکی، غسل می کرده اند و به خانه های خود بازگشت می کرده اند. 
متولی وکلیددار این مجتمع فرهنگی آقای شهریار نظامی شاعر، فوق لیسانس روزنامه نگاری دارد. او درباره این بناء توضیح می دهد:
این یکی از چهار کنیسه ای است که در هرات وجود داشته است. دیگر کنیسه ها به هر دلیلی ویران و خراب شده اند. این کنیسه پس از مهاجرت یهودیان هرات به اسراییل و دیگر کشورهای جهان، توسط سازمان ها و نهادهایی که وابسته به «آغاخان» است بازسازی شده است و تاکنون فرزندان ونواسه های یهودیانی که از هرات رفته بوده اند، به عنوان جهانگرد از خارج آمده اند و از این محل دیدار کرده اند.
پس از نوشیدن چای و نیوشیدن توضیحات همراه با شعر شهریارنظامی، از من دعوت می¬شود تا شعر بخوانم. آقای دکتر رحمانی به شوخی می گوید: «برای شاعران سزاوار است که بر تخت توبه بنشینند!! و از گذشته خود توبه کنند.» من هم بر تخت توبه نشستم و شعر خواندم اما توبه را فراموش کردم! در ادامه دوستان در همین محیط دوستانه و شاعرانه، شام را صرف کردند و از استاد یوسف رضایی دعوت کردند برای شعر خواندن. آقای معین دانشجوی سمستر هفتم علوم سیاسی که سالروز تولدش هم بود، آوازخواند. ترانه و سبک و محیط سنتی محفل ترکیب بسیار خوبی را پدید آورده بود. پس از آن هر کدام از دوستان که علاقه مند بودند شعری را بر تخت توبه خواندند و در پایان بار دیگر از من دعوت کردند تا شعر بخوانم. چند قطعه غزل دیگر نیز خواندم. درپایان آقای معین دوباره چند دو بیتی از شادروان اخوان ثالث (م. امید خراسانی) و بشنو ازنی مولانای بلخی را با آوازخواند و این چنین بود که محفل ادبی و شاعرانه در یک محیط سابقاًعبادی و لاحقاً فرهنگی به پایان رسید.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم خرداد ۱۳۹۳ساعت 10:23  توسط  آصف جوادی  |