تولدت مبارک!
امروز عاشورا است من در اتاق هستم و هنوز بیرون نرفته ام. تلویزیون کوچکی را که در هال گذاشته اند روشن می کنم. بسیاری از شبکه های موجود در افغانستان را نمی گیرد. نمی دانم به خاطر کهنگی خود تلویزیون است که قطعا عمرش چندین برابر عمردانشگاه خواجه عبدا... انصاری است و یا به خاطر نداشتن آنتن است. شاید به هردو دلیل باشد! بسیاری از شبکه هایی که تصویرش از لابه لای برفک قابل دیدن است عاشورایی شده اند. برنامه های عاشورایی پخش می کنند مانند آرزو، آریانا، ملی، تمدن و... سرانجام بر شبکه تمدن توقف می کنم که برنامه عزاداری را از مسجد حوزه علمیه خاتم النبیین کابل به گونه زنده پخش می کند. سخنرانان یکی پس از دیگری پشت تریبون قرار می گیرند و افاضه می فرمایند. برخی این تریبون را با تریبون تبلیغاتی سیاست اشتباه می گیرند و حرف های جالب می زنند! حجت الاسلام اکبری نماینده بامیان در مجلس نمایندگان افغانستان با صدای رسا اعلام می کند که ملت غیور و چنین و چنان شده افغانستان پیمان استراتژیک با امریکا را امضا نمی کند و زیر بار ذلت نمی رود!! این پرسش که آقای اکبری نظر ملت غیور افغانستان را از چه راه کشف کرده است که با قاطعیت آن را بیان می کند همچنان باقی است. شاید لوی جرگه هفته آینده به این پرسش پاسخ بدهد. پس از آن جنرال عبدالرحیم وردک سخنرانی خود را در باره امام حسین شروع می کند که بیشتر مانند قطعه ادبی است و از رو می خواند. در پایان و در ادامه همان متن روضه کربلا را می خواند. خودش هم تحت تأثیر قرار می گیرد در حالی که گریه راه گلویش را گرفته است ادامه می دهد. قطع نظر از برخی اشتباهات جزئی در خواندن اشعار و اسامی کسانی که در کربلا نقش مثبت یا منفی داشتند، سخنرانی بسیار منصفانه ای ارائه کرد. کاش همه نخبگان دینی و غیر دینی افغانستان مانند آقای عبدالرحیم وردک سخن بگویند. کاش همه زبان ها با دل ها همراه شوند.
سلام!
بعد از ظهر امروز مراسمی در دانشگاه اشراق برگزار بود. تعداد کمی آمده بودند. در آغاز نشست رسیدیم. مجری برنامه بسیار خوب اجرا می کرد. البته طرفدار شعر نیمایی هم بود. زیرا در فاصله دعوت از سخنرانان بیشتر شعر نیمایی می خواند و البته بدون مناسبت! مثلا در روزتاسوعا شعر معینی کرمانشاهی ( عجب صبری خدا دارد...) را خواند. اقای احمدی رئیس بنیاد شهید احمدشاه مسعود در باره امام حسین سخنرانی کرد. یکی از دانشجویان اشراق به نام خانم مهدویان شعری یا به قول مجری نعتی در باره امام حسین خواند. بعد از آن مجری شعر نیمایی بلند نیمایی«مرگ انسانیت» شاد روان فریدون مشیری را خواند. موسا چومبه را موسِی چَمبه خواند. در پایان از آقای حجت الاسلام دکتر رضایی خواست که سخنرانی کند. البته خوب سخنرانی کرد. افزون براین که مطالب قابل استفاده بیان کرد، در چارچوب وقت معین شده پایان داد. در پایان یکی از کارمندان کنسولگری ایران که در محفل بود کاغذی به مجری فرستاد که موسی چَمبه نیست بلکه موسا چومبه است! مجری نیز تصحیح کرد.
سلام!
شب تاسوعا با یکی از دانشجویان به مسجد پنج تن جبرئیل هرات رفتیم. با وجود این که هنوز مجلس عزاداری آغاز نشده بود، دو سوم مسجد پرشده بود. نظم و هماهنگی در مدیریت مجلس بسیار خوب بود. گروه انتظامات مسجد باکارت انتظامات شان شناخته می شد که به سینه آویخته بودند. برخی از آنان در هنگامی که در مسجد جایی برای دیرآمدگان نبود به مردم دستور می دادند که مثل قوتی کبریت در کنار هم بنشینند تا جا برای دیگران باز شود. در این مجلس تا وقتی که ما بودیم حداقل 4نفر سخنرانی کردند. دختر خانم خردسالی سخنرانی کرد که می گفتند حافظ قران است. بسیار با شجاعت بدون این که استرسی در چهره اش باشد متنی را که از کتابی حفظ کرده بود با اعتماد به نفس کامل در قالب سخنرانی بیان کرد. دیگر سخنرانان نیز سخنان و مطالب بسیار کاربردی که به درد امروز جامعه نابسامان ما می خورد ارائه کردند. من که توفیق حضور چندانی در این گونه جلسات خیلی ندارم کمی امید وار شدم. خدا کند که سخنرانان محترم همیشه از سخنان موهوم، آرمانگرایانه ، کلیشه ای و تفرقه برانگیز که شرکت کنندگان و شنوندگان برای صدمین بار شنیده اند و از بر کرده اند، پرهیز کنند. پیش از آن که حلقه های سینه زنی تشکیل شوند ما بیرون آمدیم. خداکند نوحه خوانان نیز نوحه های معقول و منطقی به دور از خرافات بخوانند. در هنگام بیرون آمدن فردی را با لباس شخصی و کلاشینکوفی در دست دیدم که از مسجد بیرون می آمد. نمی دانم محافظ کسی بود یا به دلایل امنیتی و حفاظت از عزاداران از سوی پلیس آمده بود. امید وارم که دهه محرم امسال بدون کدام رویداد ناخوشایند به پایان برسد و حادثه تلخ و غم انگیز زیارت سخی کابل در هیچ جای افغانستان تکرار نشود.
دروغ آشکار وزارت محترم داخله جمهوری اسلامی افغانستان درباره درصد اقوام!
اگر راست می گویند وزارت داخله برنامه سرشماری شفاف را زیر نظر سازمان های مستقل و غیر دولتی برگزار کند تا:
خوش بود گر محک تجربه آید به میان
تا سیه روی شود هر که در او غش باشد


در هرات اولین جشنواره ادبی- هنری هرات توسط موسسه فرهنگی- اجتماعی نواندیشان در حال برگزاری است. امشب شب شعر و موسیقی جشنواره در قلعه اختیارالدین معروف به ارگ هرات برگزار شد. کارت دعوتی برای استادان دانشگاه خواجه عبدالله انصاری فرستاده بودند چند نفر ی برای شرکت در شب شعر و موسیقی رفتیم. وقتی رسیدیم سالن پرشده بود ماشاء الله چقدر شاعر زیاد بود. ازکابل آمده بودند ازمزار آمده بودند. خود هرات باستان! هم که مهد و زادگاه شاعران و شعر است. پشت سرهم می آمدند و می خواندند و هرگاه حاضران غیر شاعر که البته در اقلیت مطلق بودند، خسته می شدند گروه موسیقی وارد میدان می شد و ترانه های محلی و سیاه موی و جلالی را می خواندند. ازکابل دکتر حفیظ شریعتی دعوت شده بود. خاطره ای از ترکیه نقل کرد که کسی مرگ فجیع!! دکتر را پیش بینی کرده است. ازتاجیکستان و هند هم آمده بودند شاعر تاجیک چند رباعی بسیار زیبا خواند. برخی شعرها بسیار زیبا سروده شده بود و البته برخی هم... من شعر گرگ را خواندم.
گرگ
گرگ، تا ازفلاخن تهمت ، سنگ تقصيرو ناسزا خوردهدر چراگاه حضرت آدم ، لاجرم بره خدا خورده
گرگ بدصورت است درظاهر، گرگ بدسيرت است درباطنهرچه ديده دريده و برده است، هرچه برده است ناروا خورده
گرگ غدّار وادی نیرنگ یوسف نازنین کنعان راروز روشن به پيش چشم پدر، درحضور من و شما خورده
گرگ كشمير الگوی وحشت، نيمه شب مي ربايد از بستردختران را كه سخت ترسيده، كودكان را كه شير ناخورده
«آدمي گرگ آدمي زاد است»، فيلسوف نجيب اين را گفتدر بهشت برین از این تهمت، روح اجداد گرگ جا خورده
«آدمي زادگان صاحب رأي» ، جانشينان كردگارخودندجانشين خدای آهو ها، خون همنوع خود چرا خورده؟